الشيخ الصدوق ( مترجم : فهري )
مقدمه 22
الخصال ( فارسي )
غلام و آزادشدهء رسول خدا بود كه كتاب ( السنن و الاحكام و القضا ) را نوشت . ولى علَّامهء فقيد شيخ محمد حسين آل كاشف الغطاء در كتاب ( المطالعات و المراجعات و الردود ) ميگويد : نخستين كسى كه جمع آورى حديث نمود پسر ابى رافع بود كه كاتب امير المؤمنين على بن ابى طالب و خزانه دار آن حضرت در بيت المال بود ، بلكه حق مطلب اين است كه نخستين كس در تدوين حديث شخص امير المؤمنين بود چنان كه از خبر صحيفه در صحيح مسلم و صحيح بخارى و مسند احمد و ديگر كتب روايت عامّة استفاده مىشود بخارى در كتاب علم از ابى جحيفة نقل مىكند كه بعلى عليه السّلام عرض كردم : آيا كتابى نزد شما هست ؟ فرمود نه مگر كتاب خدا يا قدرت فهمى كه بفرد مسلمانى عنايت شود يا آنچه در اين صحيفة است عرض كردم در اين صحيفة چيست ؟ فرمود : حكم عقل ( 1 ) و آزاد نمودن اسير و اينكه مسلمان بقصاص كشتن كافر كشته نميشود . و در كتاب جهاد راوى ميگويد : بعلى عليه السّلام عرض كردم آيا بجز آنچه در كتاب خدا است چيزى از وحى نزد شماست ؟ فرمود نه سوگند بخدائى كه دانه را شكافت و آدمى را آفريد غير وحى در نظر من فقط فهمى است كه خداوند در فهميدن قرآن به كسى عطا فرموده باشد و آنچه در اين صحيفة است . عرض كردم : در اين صحيفة چيست ؟ فرمود عقل و فكاك اسير و مسلم را بقصاص كافر نكشتن . و در باب حرم مدينه از كتاب حج از إبراهيم تيمى و او از پدرش نقل مىكند كه على عليه السّلام فرمود : در نزد ما بجز كتاب خدا و اين صحيفة كه از پيغمبر است چيزى نيست مدينة حرم است از عائر تا فلان جا كسى كه در آن شهر آشوبى برپا كند و يا بآشوبگرى جاى دهد لعنت خدا و ملائكه و همهء مردم بر او باد و هيچ صرف و عدلى از او پذيرفته نميشود ( فرمود : ) ذمّهء همهء مسلمانان يكى است كسى كه با مسلمانى پيمان بشكند لعنت خدا و ملائكه و همهء مردم بر او باد و هيچ صرف و عدلى ( 2 ) از او
--> ( 1 ) مقصود از حكم عقل ديهء قتل است و به اين جهت عقل گفته مىشود كه از عقال گرفته شده و اصل در ديه اين است كه شترى را در خانهء مقتول و يا فاميل او براى ديهء عقال كنند . ( 2 ) در روايت مسلم دو حد مدينة صراحتا معين شده و آن فاصلهء ميان عير و ثور كه نام دو كوه است مىباشد .